گل پسر من علي گل پسر من علي ، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 11 روز سن داره
محمد سبحان گلممحمد سبحان گلم، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 11 روز سن داره
مجتبی جانممجتبی جانم، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 11 روز سن داره

♥♥♥خود عشق♥♥♥

ميلاد امام حسن مجتبي

1392/5/2 18:27
نویسنده : مامان پسملا
182 بازدید
اشتراک گذاری

ديشب بعد افطار رفتيم خونه ماماني .  مامان گفتند : پارك جاي خونشون به مناسبت تولد امام حسن جشنه . ما هم از خدا خواسته ، دوچرخه علي را برداشتيم و جاتون خالي رفتيم جشن .

علي آقا اولش رفتن سرسره وتاب و الاكلنگ بازي . بعد كه صداي جشنو شنيد با هم رفتيم محوطه پارك براي جشن . منو  مامانم رفتيم قسمت خانوما نشستيم . علي آقا هم مثل آقاها رفت سمت آقايون نشست و به پرده ويدئو پروژكتور نگاه ميكرد.

بعدمدتي با شيريني و شربت پذيرايي كردند . به علي مثل اينكه شربت تعارف نكردند . گريه كنون از بين جمع بلند شد و به سمت من آمد و ميگفت مامان به من شربت ندادند . مردم داشتند به علي نگاه ميكردند يه كم خجالت كشيدم اما بعدش گفتم بچه هستش ديگه ...رفتم سمت آقايون و گفتم لطفا به پسرم هم تعارف كنيد .بعد علي برداشت و رفت سر جاش نشست .

بعد مداحي و سخنراني يه مسابقه برگزار كردند .اقاي مجري چهار پنج نفر از بچه هاي 10 دوازده ساله انتخاب كردند . آقاي مجري از افراداسمشونو سوال ميكرد كه يه دفعه صداي علي را شنيدم كه گفت : علي غلامي . رو به مامان كردم و خنديدم .گفتم مي بينيد خودش بدون تعارف رفته براي مسابقه .

مسابقه بين بچه ها برگزار شد تانوبت علي شد بهش گفتند يه شعر يا سوره بخون . علي هم شروع كرد به خوندن سوره توحيد .

بسم الله الرحمن الرحيم گل (همون قل ) هوالله احد الله صمد يم(لم ) يلد و لم لولد (يولد)كفوا احد ....

جمعيت برايش كف زدند و صلوات فرستادند و از دست امام جماعت جايزه اش كه يك كتاب بود گرفت .

التماس دعا

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

دوست
2 مرداد 92 11:42
تبریک واسه برنده شدن علی جون
(غلط تایپی رو اصلاح کنید
از دست امام جماعت نه از دست آقاي نماز جماعت جايزه اش كه يك كتاب بود گرفت


ممنونم دوست عزيز